از حضرت مولانا
اندر دل بیوفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
......................................
ما کار و دکان و پیشه را سوختهایم
شعر و غزل و دو بیتی آموختهایم
در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست
جان و دل و دیده هر سه بردوختهایم
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 9:28 توسط شهریار معتمدی
|
من یک دکتری اخترفیزیک هستم که عمدتا بر روی مدلهای گرانش تعمیم یافته برای حل معمای ماده گمشده کار می کنم. در کنار فیزیک، علاقه مند به نوشتن، شعر پارسی، موسیقی کلاسیک و فلسفه غرب هستم و در صورتی که هیاهوی زندگی بهم مجال بده سه تار هم تمرین می کنم.