گناه این است ...
من چیز زیادی توی زندگی ام ندیده بودم، پس طبیعی بود چیز زیادی هم از زندگی نخام. یه خونه کوچیک و کار تدریس فیزیک که دوست دارم و یه زندگی ساده در کنار همسری که شعر و فلسفه رو دوست داره تا برای هم از شاملو و حافظ بخونیم، از سقراط و افلاطون بگیم تا راسل و ویتگنشتاین و بزرگ شدن بچه هامونو ببینیم تا یه روزی از قطار زندگی پیاده بشم و جا رو به مسافران تازه وارد بدم ولی خدا این همه کم خواستن رو هم نخواست!
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 17:26 توسط شهریار معتمدی
|
من یک دکتری اخترفیزیک هستم که عمدتا بر روی مدلهای گرانش تعمیم یافته برای حل معمای ماده گمشده کار می کنم. در کنار فیزیک، علاقه مند به نوشتن، شعر پارسی، موسیقی کلاسیک و فلسفه غرب هستم و در صورتی که هیاهوی زندگی بهم مجال بده سه تار هم تمرین می کنم.