از یه جایی به بعد دیره...

اینقدر منتطر ماندم که دلت برایم تنگ شود که عمرمون تموم شد. 

منم آن عابر خسته که از پیمودن جاده بودن بیزارم

از احمد شاملو

از شفیعی کدکنی

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است...که زمین چرکین است