دزدیدن خوشبختی من دشوار است
چه بسیار چیزها درین دنیا هست که من بدان ها نیازی ندارم
چه بسیار چیزها درین دنیا هست که من بدان ها نیازی ندارم
جدایی از آن لحظه ای شروع شد
که تمام الفاظ جهان بین ما تمام شد
بی پژواک کلام "من دوستت دارم"
تصمیم گرفتهام شما را فراموش کنم و مطمئن باشید فراموش خواهم کرد. به عقیده و فکر شما بیاندازه اهمیت میدادم ولی بیثباتی آن بر من ثابت شد.
دنیا خیلی بزرگ است. من اگر شما را که صورت آرزوها و امیال باطنم بودید از دست دادهام مسلماً در این دنیای بزرگ کسی را پیدا خواهم کرد که به عواطف و احساساتم بیاعتنا نباشد و قدر مرا بداند و بهعلاوه اگر من شما را از دست دادهام شما هم در عوض دلی را از دست دادهاید که تپشهایِ عاشقانهیِ آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت. بیش از این حرفی ندارم.
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سالهاست هیچ نمی آورم به یاد
بی اعتنا شدم به جهان، بی تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد
رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی
خاکستر مرا نسپاری به دست باد
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد