امیدوارم مرهم زمان بتونه روی رابطه ای که عمرش سالهاست تموم شده غبار مرگ بپاشه!


گریه را به مستی بهانه کردم
شکوِه‌ها ز دست زمانه کردم
آستین چـو از دیده برگرفتم
سیل خون به دامان روانه کردم

"عارف قزوینی"